پطرس دى سركيس گيلانتز ( مترجم : محمد مهريار )

62

سقوط اصفهان ( فارسى )

تومان « 1 » جريمه مىكنم . بايد فورا فرمان به كار بندند و [ آن را ] تأديه نمايند ، و [ با اين گفتار ] ارمنيان را مرخص كرد . ارمنيان چون رخصت بازگشت يافتند به نزد محمد نشان رفتند ، و خود را به پاى او انداختند و با ناله و گريه و فرياد به دو متوسل شدند و گفتند : « ما از كجا چنين مبلغى را مىتوانيم فراهم آوريم كه به شما بدهيم . بياييد تا كليد خانه‌هاى خويش را به شما تسليم داريم ، برويد و هر چه در آنها است برگيريد تا از آن شما باشد » . ارمنيان چون تضرع و زارى بسيار كردند ، محمد نشان نزديك محمود خان رفت . در بازگشت خويش مدت درازى با ارمنيان گفتگو كرد و سرانجام آنان را واداشت كه با پرداخت هفتاد هزار تومان ( 70000 ) موافقت نمايند . « 2 » ارمنيان به محمود سند سپردند ، و مأمورى براى جمع‌آورى هفتاد هزار تومان از جلفا تعيين گرديد . مأمور محمود و كلانتر و بزرگان جلفا به دور خانه‌ها راه افتادند ، و از هر خانه هر آنچه جواهر ، مرواريد ، طلا ، نقره و پارچه‌هاى زرى ( زرباف كذا ) بود بگرفتند و همه را در جايى جمع آوردند . پارچه‌هاى زرى را ، كه با تارهاى سيم و زر بافته شده بود ، به ربع قيمت واقعى به حساب آوردند ، جواهرات ، مرواريدها و طلا هر چه بود ، همه را با ترازوى علافى كه با آن جو مىكشند ، وزن نمودند و هر مثقال « 3 » را برابر يك هزار دينار قيمت حساب كردند ، به اين معنى كه آنچه در واقع بيش از 20000 تومان ارزش داشت [ فقط ] نه هزار تومان « 4 » براى آن ارزش

--> ( 1 ) - اين رقم را Krusinski در ص 222 و LaMamiedeclairac جلد اول ، ص 276 تأييد مىنمايند . ( 2 ) - در اين زمان تومان دو ليره و دو شلينگ ارزش داشت . ( ل . ل ) ( 3 ) - هر مثقال وزن 7116 شعير ( حبه Grain ) است . ( ل . ل ) ( 4 ) - هر تومان ده هزار دينار بود ( در مغولى تومان بمعنى ده هزار است ) . در سال 1934 ارزش دينار را ده برابر ترقى دادند از اين رو اكنون در هر ريال 100 دينار بيش وجود ندارد ، همچنانكه هر تومان فقط يك هزار دينار است .